تبليغاتX
کرانه های ناپیدا

کرانه های ناپیدا

جمعه سی ام اردیبهشت 1390

 

چند وقته با یک دختری آشنا شدم. ولی از اونجایی که در رابطه قبلیش شکست سختی رو تجربه کرده و به قول خودش جایی که نباید سرمایه گذاری کنه، سرمایه گذاری کرده، برای همین سعی میکنه زیاد توی این رابطه احساساتش رو بروز نده و نسبتا خشک رفتار میکنه. من از این رابطه خسته شدم. ولی از طرفی دوسش دارم و چون میدونم که این حالتها، شخصیت واقعیش نیست دارم تلاش میکنم تا نرمش کنم.

یاد دوست.دخ.تر قبلیم بخیر. یه مهماندار هواپیما بود و خیلی هم زیبا. رابطه خیلی احساسی با هم داشتیم. ولی چون به شدت به هم وابسته شده بودیم به پیشنهاد اون رابطمون را با هم تموم کردیم. اوایلش وقتی صحبت از جدایی می کرد من به شوخی میگرفتم و اهمیتی نمی دادم ولی کم کم فهمیدم که این موضوع جدیه. جدایی تلخ و درد آوری بود ولی به هر حال اتفاق افتاد. هنوزم خیلی مواقع یادش میکنم البته با آه و افسوس.

 

نوشته شده در ساعت 0:24  |+|  


چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390

 این چند روز این آلبوم موسیقی رو گوش می کنم!

 

نوشته شده در ساعت 23:13  |+|  


سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390

کاش وقت دگری او می مرد ، دردا ، دردا
سخن از مرگ زمان دگری می شد گفت : فردا ، فردا
پله های روز ها را نرم و لغزان می خزیم ،
بار مرگ ناگزیری را به آخر می بریم .
این همه دیروز هایی کز پی هم بوده اند ،
مرگ را همچون سبک مغزان نشانگر بوده اند .
زندگی ، ای شمع کوچک ! شعله ات پاینده نیست ،
تا رسد صبحی ز ره ، نورت به شب زاینده نیست .
زندگی یک سایه ی لغزنده است ،
زندگی بازیگری بازنده ست :
اضطرابش روی صحنه آشکار ،
ساعتی دیگر نماند بر قرار .
زندگی چون قصه ی دیوانه ای ست ،
پر هیاهو ، پوچ و چون افسانه ای ست

شکسپیر

 

 

 

نوشته شده در ساعت 4:37  |+|  


سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390

چقدر عمر ما انسانها سریع میگذره. چشم به هم زدم سال نود شد و من دوباره هوس نوشتن و زنده کردن این وبلاگ به سرم زد.

خیلی تغییرات اتفاق افتاده

من هم زنده ام و شکر خدا دارم از نعمتهاش بهره مند میشم.

داشتم به این موضوع فکر میکردم که با اومدن سایتهایی مثل فیس بوک، چقدر وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی از رونق افتاده. یا شایدم من اینطور فکر میکنم.

نوشته شده در ساعت 3:4  |+|  


دوشنبه یکم مهر 1387

چهارصد ضربه یکی از بهترین و از نظر من بهترین فیلم "فرانسوا تروفو" هستش. و این در حالیه که این اولین فیلمه این کارگردان هست. من این فیلم رو برای مرتبه دوم میدیدم و بازهم با ولع نگاهش میکردم. فیلم محصول ۱۹۵۹ فرانسه هست و در ژانر جنایی و درام قرار میگیره. تروفو یک اثر تاثیر گذار رو با استادی تمام خلق کرده. داستانی با محوریت نوجوانی سردرگم و غمگین مورد بی توجهی واقع شده و نسبتا طرد شده از طرف خانواده. به نظر من این فیلم سیستم اجتماعی و آموزش و پرورش فرانسه رو نقد میکنه. و البته الهام گرفته از کودکی خود تروفو هستش.

 

 

نوشته شده در ساعت 11:57  |+|