تبليغاتX
کرانه های ناپیدا - دوست یخی

کرانه های ناپیدا

جمعه سی ام اردیبهشت 1390

 

چند وقته با یک دختری آشنا شدم. ولی از اونجایی که در رابطه قبلیش شکست سختی رو تجربه کرده و به قول خودش جایی که نباید سرمایه گذاری کنه، سرمایه گذاری کرده، برای همین سعی میکنه زیاد توی این رابطه احساساتش رو بروز نده و نسبتا خشک رفتار میکنه. من از این رابطه خسته شدم. ولی از طرفی دوسش دارم و چون میدونم که این حالتها، شخصیت واقعیش نیست دارم تلاش میکنم تا نرمش کنم.

یاد دوست.دخ.تر قبلیم بخیر. یه مهماندار هواپیما بود و خیلی هم زیبا. رابطه خیلی احساسی با هم داشتیم. ولی چون به شدت به هم وابسته شده بودیم به پیشنهاد اون رابطمون را با هم تموم کردیم. اوایلش وقتی صحبت از جدایی می کرد من به شوخی میگرفتم و اهمیتی نمی دادم ولی کم کم فهمیدم که این موضوع جدیه. جدایی تلخ و درد آوری بود ولی به هر حال اتفاق افتاد. هنوزم خیلی مواقع یادش میکنم البته با آه و افسوس.

 

نوشته شده در ساعت 0:24  |+|